حیران

مجموعه اشعار فارسی

رباعی شمارهٔ ۱۳۲

من بی می ناب زیستن نتوانم

بی باده کشید بار تن نتوانم

من بنده آن دمم که ساقی گوید

یک جام دگر بگیر و من نتوانم